تبليغاتX
بهترین ها برای شما-okey4u

You're Welcome

کلي مطلب باحال اين پايينه اگه وقتشو داشتي حتما ببين


سايت تان را به همه معرفی کنید(رایگان)م

لیست سایت های ثبت شده

راهنماي اين وبلاگ--دعوت همکاري


ز همه دوستاني که پيام مي گذارند سپاسگزارم)نگارشي نو-آرشيو نگارشها

فرهنگ سازی در آفریقا

ã

لينک مطلب نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 21:35  توسط   | 

ز کوی یار می​آید نسیم باد نوروزی                                                   از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده​ای داری خدا را صرف عشرت کن                              که قارون را غلط​ها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است                                  که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی                                         به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست                               مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن                                    کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می​گویم چو گل از غنچه بیرون آی                                 که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست                                        مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

می​ای دارم چو جان صافی و صوفی می​کند عیبش                             خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع                                   که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم                                     بیا ساقی که جاهل را هنیتر می​رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش                                          که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می​کند تنها دعای خواجه تورانشاه                                       ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده                                          جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

ã

لينک مطلب نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:3  توسط   | 

سلام

دوستان در مورد فیلم ۳۰۰ آخرای سال ۸۵ من مطلبی در اعتراض به آن فیلم گذاشتم یکی از بازدید کنندگان  به نام آلتای که نمی دونم کجاییه این نظر رو برام گذاشتن :

چهارشنبه 23 اسفند1385 ساعت: 12:24آگر معترض فیلم هستید لطفا یک برگ سندی ارایه نمایید که نشانگر تمدن فارس باشد. بر اساس اسناد هر آنچه که به اسم تمدن باستانی به اصطلاح سرزمین کنونی ایران (ان ایر) گوش همه را کر نموده است حاصل تلاش ملل دیگر ساکن در این منطقه جغرافیای بوده است. وحشیت متجاوزین به این سرزمین (کورش- هخامنش) در تاریخ ماندگار است - برای خوذتان تاریخ نسازید .

بعد من به ایشان گفتم:

پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت: 12:53آلتای!!!
ای کاش از خودت ایمیل بر جای می گذاشتی تا جوابت را می دادم اما اسناد ما بر سنگنبشته ها از قلب تاریخ باقیست و اگر نمی دانی بدان که ایرانیان باستان آن زمان که يونانيان با برده داری تجارت ناپاک می کردند منشور اولیه حقوق بشر و آزادی بر سنگ هاى پاسارگارد هک شده و باقيست.به موزه لور فرانسه رجوع کن. در ضمن در اين فيلم ايرانيان بمانند موجوداتي که از کرات ديگر آمده اند بتصوير کشيده شده است که خود بيانگر ناداني طراحان آن است.

بعد ایشان جواب دادند:جمعه 25 اسفند1385 ساعت: 23:10با تشکر از آقای کیا

نظر من در مورد فیلم 300 بر اساس مطالعات ومستندات تاریخی واقعی سرزمینمان است و اگر علاقه مند به مطالعه تاریخ باشید که حتما چنین است با دقت نظر متوجه عمق تحریف تاریخ ساکنان اصلی این سرزمین زخمی خواهید شد. داریوش در کتبیه بیستون در باره شقاوتهای خود نسبت به اقوام ساکن در این سرزمین نوشته است.
( یوسف مجیدزاده . تاریخ و تمدن بین النهرین – جلد اول ص 232 ). مینویسد: " من ستونی در برابر شهر بنا کردم و پوست همه رهبرانی را که علیه من به پا خواسته بودند کندم وسطح ستونها را با پوست ها پوشاندم . برخی را دردرون ستون گذاردم. و .... ) در متن کتیبه داریوش و خشایارشا در تخت جمشید – شوش و نقش رستم چنین آمده است: این است سرزمینهایی که من با پارسیان از آن خود کردم – این سرزمینها از من میترسیدند و به من باج میدادند . من واقعأ مشتاقم که مدرکی از جنابعالی در خصوص تمدن هخامنشی که دال بر متمدن بودن آنهاباشد با ذکر منبع در یافت کنم. باور بفرمایید اینان مهاجمانی بودند که به سر زمین متمدن ما هجوم آورده اند و تاریخی که اغلب ما بر آن باور داریم ساخته و پرداخته متفکرین یهود میباشد. آگر به تخت جمشید تشریف بردید به دقت به ارتفاع ستونها نگاه کنید و از خود بپرسید سقف و دیوارهای این بناها را کجا برده اند و آیا امکان دارد که این بنا ناتمام مانده باشد و قبل از هخامنشیان چه کسانی در اینجا ساکن بودند و اینان چه بلایی بر سر تمدن ایلام آوردند.
موفق باشید وبیایم چشمهایمان را پاک کنیم و همه چیز را با منطق و علم قبول کنیم.
ما اعراب را سوسمار خوار مینامیم و دقت نمیکنیم که علوم (حتی چهار عمل اصلی را آنها به ارمغان آوردند) را به ما هدیه کردند توجه نمایید بیش از هفتاد درصد همین متن عربی است . ما ترکها را بی تمدن مینامیم و دقت نمیکنیم که در زبان ترکی بالغ بر 23000 فعل است و در زبان فارسی 360 و... با تشکری دوباره. آلتای

خوب بعد من گرفتار تغییر بلاگ بعلت فلترینگ شدم و هنوز هم هستم امروز دوستانم مقاله ای تحقیقاتی رو تهیه کردن که فعلا بزبان شیرین انگلیسی هست قول میدم که ترجمه اش رو بگذارم

 

300: The Critics and the Facts

 

 

A. R. Mirzaee (mirzaee1352@yahoo.com)

M. R. Bank Tavakoli (banktavakoli@yahoo.com)

 

 

Should the conflict between Tehran and Washington result in historical distortion, lying and insult to ancients?

 

 

The authors would decline any desire for racism and national instinct in writing these words about Persian history and ‘300’ movie and they have not any contribution to any kind of governmental or political activity.

 

 

Undoubtedly, the Greece rule in history and our nowadays civilization is deeply exclusive and undisputable. The Greeks contribution in philosophy and science considering the staring names of Aristotle, Socrates, Plato, among others, prove how influential they were in our current knowledge of universe. Not going so far, they were the medium to transfer the art of thinking from ancient Egyptians, Sumerians and Babylonians to next world generation and they were the sole of current European culture.

The inherited civilization, today, is highly indebt to the ancient people who makes effort to promote human kind to better life. Perhaps the most valuable outcome of those efforts fruit today’s democratic government and respect to the originality of human liberty which on their own, constitute the expansion of art, culture and science in the West.

But, speak frankly, the ancient Persian rules in developing our current situation of human civilization is not deniable. It is just pointed out that Persian wisdom rule after conquest of Babylon and its effect on modern Judaism is so high that all prophets contemporaneous to the conquest were deeply inspired Persian mottoes. The kindness-based religions were other Persian doctrine to the human cultures as well.


ادامه مطلب

ã

لينک مطلب نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 12:32  توسط   | 

نوروز: پيدايش آن و برخي از رويدادهايي که در طول تاريخ در اين روز و يا به اين مناسبت روي داده است

نوروز و آيينهاي باشكوه آن، مسيري سه هزار ساله و پرپيچ و خم را پيموده تا به ما رسيده است. «نوروز» كهنسالترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرينهاي جنوبي) است. آيينهاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايران زمين به شمار ميرود كه آن را در هر گوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار ميكنند و بزرگ ميدارند و به همين جهت است كه انديشمندان «نوروز» را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده اند كه مورخان در قوه محركه اش ترديد ندارند؛ زيرا كه در طول تاريخ نيروي عظيم و كارآييهاي فراوان آن را درك كردهاند.


ادامه مطلب

ã

لينک مطلب نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 20:4  توسط   | 

لئوناردو داوينچي موقع کشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگي شد: مي بايست "نيکي" را به شکل "عيسي" و "بدي" را به شکل "يهودا" يکي از ياران عيسي که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند، تصوير مي کرد.کار را نيمه تمام رها کرد تا مدل هاي آرماني اش را پيدا کند.
روزي دريک مراسم هم سرايي(کر-core), تصوير کامل مسيح را در چهرة يکي از جوانان هم سرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نکرده بود.
کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار مي آورد که نقاشي ديواري را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمي فهميد چه خبر است به کليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي که به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري کرد.
وقتي کارش تمام شد گدا، که ديگر مستي کمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز کرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: کي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي که در يک گروه هم سرايي آواز مي خواندم , زندگي پراز روًيايي داشتم، هنرمندي از من دعوت کرد تا مدل نقاشي چهرة عيسي بشوم!

مي توان گفت: نيکي و بدي يک چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است که هر کدام کي سر راه انسان قرار بگيرند."

ã

لينک مطلب نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 9:11  توسط   | 

شب يلدا ( شب چله ) ، فلسفه ، تاريخچه و ارتباط آ يين هاي 4 هزار ساله اين طولاني ترين شب سال با کريسمس

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ايرانيان نزديك به 4 هزار سال است كه شب يلدا ــ آخرين شب پاييز و آذر ماه ــ را كه درازترين و تاريكترين شب در طول سال است تا سپيده دم بيدار مانده ، در كنار يكديگر خود را سرگرم كرده تا اندوه غيبت خورشيد و تاريكي و سردي روحيه آنان را تضعيف نكند و با به روشني گراييدن آسمان (حصول اطمينان از بازگشت خورشيد در پي يك شب طولاني و سياه كه تولد تازه آن عنوان شده است ) به رختخواب رفته و لختي بيآسوده اند.
  پيشتر ، ايرانيان( مردم سراسر ايران زمين) روز پس از شب يلدا (يكم دي ماه ) را « خور روز » و « دي گان » مي خواندند و به استراحت مي پرداختند و تعطيل عمومي بود . در اين روز عمدتا به اين لحاظ از كار دست مي كشيدند كه نمي خواستند احيانا مرتكب بدي كردن شوند كه ميترائيسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشيد گناهي بسيار بزرگ مي شمرد. «هرمان هيرت» زبانشناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبيقي زبانهاي آريايي را نوشته است كه پارسي از جمله اين زبانها است نظر داده كه « دي » به معناي « روز » به اين دليل بر اين ماه ايراني گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشيد است . بايد دانست كه انگليسي يك زبان گرمانيك ( خانواده زبانهاي آلماني ) و ازخانواده بزرگتر زبانهاي آريايي ( آرين ) است. هرمان هيرت در آستانه
    « دي گان » به دنيا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشيد بود ، مباهات بسيار مي كرد.
    فردوسي به استناد منابع خود، يلدا و «خور روز» را به هوشنگ از شاهان پيشدادي ايران( كيانيان كه از سيستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در اين زمينه از جمله گفته است:
كه ما را ز دين بهي ننگ نيست
    
     به گيتي ، « به » از دين هوشنگ نيست
    
     همه راه « داد » است و آيين مهر
    
     ..... نظر كردن اندر شمار سپهر
    
    آداب شب يلدا در طول زمان تغيير نكرده و ايرانيان در اين شب ، باقيمانده ميوه هايي را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات مي خورند و دور هم گرد هيزم افروخته و بخاري روشن مي نشينند تا سپيده دم بشارت شكست تاريكي و ظلمت و آمدن روشنايي و گرمي ( در ايران باستان ، از ميان نرفتن و زنده بودن خورشيد كه بدون آن حيات نخواهد بود ) را بدهد، زيرا كه به زعم آنان در اين شب ، تاريكي و سياهي در اوج خود است.
    «خور روز( دي گان) ، يكم دي ماه » در ايران باستان درعين حال روز برابري انسانها بود در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگري را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت ، نه تحت امر . در اين روز جنگ كردن و خونريزي ، حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. اين موضوع را نيروهاي متخاصم ايرانيان مي دانستند و در جبهه ها رعايت مي كردند و خونريزي موقتا قطع مي شد و بسيار ديده شده است كه همين قطع موقت جنگ، به صلح طولاني و صفا انجاميده بود.
     واژه« يلدا » از دوران ساسانيان كه متمايل به بكار گيري خط ( الفباي از راست به چپ ) سرياني شده بودند بكار رفته است. « يلدا » همان ميلاد به معناي زايش ، زاد روز يا تولد است كه از آن زبان سامي وارد پارسي شده است. بايد دانست كه هنوز در بسياري از نقاط ايران مخصوصا در جنوب و جنوب خاوري براي ناميدن بلندترين شب سال ، به جاي شب يلدا از واژه مركب شب چله ( 40 روز ماده به جشن سده ــ شب سياه و سرد ) استفاده مي شود.
    مراسم شب يلدا( شب چله ) از طريق ايران به قلمرو روميان راه يافت و جشن  « ساتورن » خوانده مي شد . جشن ساتورن پس از مسيحي شدن رومي ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه يافت كه در همان نخستين سده آزاد شدن پيروي از مسيحيت در ميان روميان ، با تصويب رئيس وقت كليسا ، كريسمس (مراسم ميلاد مسيح ) را 25 دسامبر قراردادند كه چهار روز و در سالهاي كبيسه سه روز بيشتر از يلدا(شب 21 دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هردو واژه هم يكي است . از آن پس اين دو ميلاد تقريبا باهم بر گزار مي شده اند . آراستن سرو وكاج در كريسمس هم از ايران باستان اقتباس شده است ، زيراكه ايرانيان به اين دو درخت مخصوصا سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند و در « خور روز » در برابر سرو مي ايستادند و عهد مي كردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند.

برگرفته از:روزنامک

ã

لينک مطلب نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:8  توسط   | 

 

شیراز-شاهچراغ

ã

لينک مطلب نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 9:38  توسط   | 

 

 

ã

لينک مطلب نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 9:3  توسط   | 

آفتاب-امیر پاکبین: تهران شهری پر از خاطره، پر از پیشینه های ذهنی مشترک، شادی‌های مشترک و گاه مصائب مشترک ، تهران قدیم و پیاده‌روهای سنگفرش شده آن، شوق قدم زدن را در هر شهرنشینی برمی‌انگیخت از پل تجریش گرفته تا کوچه پس کوچه‌های مولوی، تعلق خاطرشهرنشینان به محل زیست خویش، آشکار و واضح بود. و اکنون درد و حسرتی بزرگ از روزگار رفته حکایت می کند، شهروندان این شهر به سبب گرفتاری های فراوان و مشکلات معیشتیى،اسیر در مناسباتی گشته اند و دیگر حس تعلق خاطر خاصی به محل زیست خود ابراز نمی‌کنند، شهرنشینان امروز تهران دیگر خاطره مشترکی با هم ندارند،بلکه عذاب مشترکی را یدک می‌کشند که محصول زیست در زندگی ماشینی تهران است. شهری صنعتی که بیمار است و رو به احتضار! اما احتضاری بس طولانی... امروز بر آن شدیم تا نمادهایی از خاطرات بی انفصال از زیستن در عرصه این شهر را به رخ کشیم،گزارش تصویری از تهران قدیم«تهران پر از خاطره».

جهت ديدن تصاويرکلیک نماييد

ã

لينک مطلب نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 11:55  توسط   | 

پيشينه

نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد
فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است

محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند
به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند "
با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد

نخستين تصوير بر روي پرچم ايران

در سال 355 خورشيدي 976 ميلادي که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال 1979 ميلادي

افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير

در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد

پرچم در دوران صفويان

در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: " المک الله " سپاهيان نادر در تصويري که از جنگ وي با محمد گورکاني، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشهً بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند

دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکي اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکي پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلي شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسي مرسوم شد. در تصويري که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانهً دورهً فتحعلي شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود

اميرکبير و پرچم ايران

ميرزا تقي خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينهً پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد

انقلاب مشروطيت و پرچم ايران

با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارهً وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکري نشده بود. به نظر مي رسد بخشي از عجلهً نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به کار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقهً زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضس باشد

پرچم بعد از انقلاب

در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانهً جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حروف الله اکبرکه شباهت زيادي به علامت پرچم سيلک ها، يک گروه تندروي هندي دارد) در وسط آن قرار دارد

ادامه مطلب سایت مرجع

 یا

ã

لينک مطلب نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 11:52  توسط   | 

قرآن به داستان ذوالقرنین توجه داشته و همواره این داستان محل بحث و گفت و گوی قرآن پژوهان بوده است.
اما براستی ذوالقرنین کیست؟ آیا او همان کورش کبیر تاریخ ایران زمین نیست؟
سرگذشت عجیب ذوالقرنین در تفاسیر
آیت الله مکارم شیرازی و جمعی از علمای معزز اسلام در تفسیر این آیات می نویسند:
در آغاز بحث درباره اصحاب کهف گفتیم که گروهی از قریش به این فکر افتادند که پیامبر اسلام را به اصطلاح آزمایش کنند، پس از مشاوره با یهود مدینه سه مساله طرح کردند: یکی، تاریخچه اصحاب کهف، دیگر مساله روح و سوم سرگذشت ذوالقرنین که پاسخ مساله روح در سوره اسراء آمده، و پاسخ دو سوآل دیگر در همین سوره کهف.
اکنون نوبت داستان ذوالقرنین است. ...بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

ã

لينک مطلب نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 11:28  توسط   | 

از بچگی عشق کوزه گری و بلور سازی داشتم. رسيدم به سرای بلورفروش ها. هيچکس در اين سرای بی کسی نمی داند من کيستم و مراببوس چيست!
در سال های بعد از کودتای 28 مرداد، بسياری از شنوندگان ترانه غمگين و در عين حال شورانگيز مرا ببوس، بر اين تصور بودند که شعر اين ترانه را سرهنگ ژاندارمرى عزت الله سيامک بران سازمان نظامی حزب توده ايران، پيش از اعدام در
27 مهر ماه 1333  در زندان و در وصف سرنوشت غم انگیز افسرانی که اعدام می شدند، سروده است. عده ای دیگر هم فکر می کردند اين ترانه را سرهنگ دوم توپخانه محمدعلى مبشری عضو ديگر رهبری این سازمان در وصف سيامک سروده است. به دنبال این شايعه بود که سرانجام مطبوعات به اشاره ساواک نوشتند، سراينده ترانه عاشقانه مراببوس شاعری به نام حيدررقابی است نه سرهنگان حزب توده.
همین افشاگری باعث شد،گذر شاعر و خواننده  این ترانه به زندان تيمور بختيار و سازمان ساواک کشیده شود. شاعر ترانه مرا ببوس حيدر رقابی از دوستداران مصدق بود که بعد از کودتای 1332 اين ترانه را سرود. عده اي بر اين اعتقاد هستند که انگيزه حقیقی سرودن اين ترانه گروه افسران بود که همگی بعد از کودتای سياه 32 تيرباران شدند و آهنگساز اين ترانه نیز مجيد وفادر است.

خوب  بقیه رو دیگه از اینجا بخوانید

این ترانه را از اینجا دانلود کنید حجم حدود ۶ مگابایت

ã

لينک مطلب نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 15:14  توسط   | 

بسیاری از داشته های یک ملت در اثر نا توانی و سو مدیریت در حال نابودی است یکی از این داشته ها آثار باستانی مدفون در تنگ بلاغی است. هرچند که این پرونده نیز به مرور زمان در میان مشکلات عدیده ایرانیان بوی کهنگی می دهد اما در هر صورت واکنش به چنین تخریب بزرگی از میراث فرهنگی کشور یک وظیفه محسوب می شود.

سد سيوند در محدوده تنگه بلاغي كه از آن به عنوان راه شاهي ياد مي شود، احداث شده است.
زماني كه سد سيوند ساخته مي شد هيچ يك از مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اطلاعي از آثار موجود در اين تنگه را نداشتن و درست ده سال پس از اولين كلنگ احداث سد مسئولان سازمان ميراث فرهنگي متوجه وجود ۱۳۰ اثر باستاني شدند كه در محدوده اين سد غرق مي شوند.

تاكنون هشت هيات باستان شناسي خارجي در تنگه بلاغي فعاليت هاي گسترده اي را براي شناسايي آثار باستاني منطقه انجام داده اند و هم اكنون نيز باستان شناسان ايراني به همراه هياتي از ايتاليا و آلمان در منطقه كاوش هاي باستان شناسي را ادامه مي دهند.

تا کنون گمان می شد که آثار باستانی این تنگه به ۲ تا ۳ هزار سال پیش بر می گردد اما با کشف باقی مانده جسد یک زن در این منطقه قدمت مشخص شده است که آثار باستانی آن به قبل ۷ هزار سال قبل بر می گردد.

این زن که به شکلی خاص دفن شده است با خود یک گوشواره از گوش ماهی و یک گردن بند سنگی به همراه داشته است. به اعتقاد باستان شناسان خارجی حاضر در محل سفال های یافت شده در این منطقه با توجه قدمت آنها از چنان ظرافتی برخوردار است که نشان از توانایی بی حدو حصر ایرانیان در این زمان است.اما در صورت انجام آبگیری تمامی آثار که میراث ملی هستند نابود خواهند شد. حتی صحبت از تخریب احتمالی آرامگاه کورش هم هست.


در این منطقه همانگونه که که در عکسهای تهیه شده می بینید کوره های سفال سازی این منطقه نیز دیده می شود که قدمت آنها به چند هزار سال باز می گردد. این در حالی است که باستان شناسان براي نجات محوطه باستاني موجود در تنگه بلاغي تنها يك سال فرصت دارند.

در صورت شروع آبگيري سد سيوند، در حدود ۸ كيلومتر از تنگه بلاغي به همراه آثار باستانی و البته طبیعت زیبای محل به زیر آب خواهد رفت و برای همیشه مدفون خواهد شد. اين سد در ۱۰۰ كيلومتری شمال شيراز، ۵۰ كيلومتری تخت‌‏ جمشيد احداث شده است.

اما واکنش مسوولان به این اتفاق هم خواندنی است. مرعشي، رييس قبلي سازمان ميراث فرهنگي:نمي‌‏توان سدسازي كه لازمه تمدن امروز و فرداي ايران است را فداي وجود و حفظ آثار تاريخي و باستاني كرد. سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هيچ‌‏گونه م

خالفتي با احداث سد سيوند در تنگ بلاغي نداشته و از آبگيري سد جلوگيري نخواهد كرد.
وي، در خصوص وظيفه دولت در حفظ ميراث باستاني كشور و ممانعت از تخريب آنها ، تصريح‌‏كرد: براساس مصوبه هيات دولت، همه دستگاه‌‏ها زماني كه در منطقه‌‏اي مطالعات فني، اقتصادي و محيطي انجام مي‌‏دهند، موظفند مستندسازي آثار تاريخي واقع در حوزه طرح‌‏هاي عمراني را نيز انجام دهند.

اما سئوال این است در صورتی که این سد آبگیری شود چه میزان منفعت و چه میزان خسارت ایجاد می کند؟ آیا ما نمی توانیم گمان کنیم که همه داشته های این منطقه کشف شده اند؟ همانگونه که در ابتدا گمان می شد که این منطقه قدمتی بیش از سه هزار سال نداشته است و اکنون کاملا آشکار است که آثار یک تمدن ۷ هزار ساله را در خود دارد. آیا امکان ندارد که داشته ها بیش از این باشد؟ آیا در صورتی که تمام این آثار هم از این منطقه خارج شوند آیا کوره ها و راه ها را هم می توان خارج کرد؟

منبع : خبرنامه امیر کبیر - احسان نیک آیین

ã

لينک مطلب نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 13:55  توسط   | 

هرودوت مورخ يونانی كه در سده پنجم پيش از ميلاد مي زيسته و با چند تن از شاهان هخامنشی همزمان بوده است. دراين زمينه چنين می نويسد:«ايرانيان به فرزندان خود از پنج سالگي تا بيست سالگی آداب نيكوی زرتشتی و بويژه سواری٬ تيراندازی و راستگويی می آموختند. آنها دروغ گويی را بدترين عيب می دانستند. و برای آنكه ناگريز به انجام اين كار زشت نشوند حتی از وام خواستن نيز خودداری می كردند، چرا كه ممكن بود وامدار به جهتی ناگزير به دروغگويی شود. آنان از آداب دهان افكندن در آب و در رهگذرها و در نزد ديگران ابا داشتند. در آب روان دست و رو نمی شستند و آنرا به ناپاكی نمی آلودند. ايرانيان كهن فرزندان خود را از دوران كودكی به ورزش هايی مانند دويدن، تحمل سرما و گرما، ‌بكار بردن سلاح های گوناگون، سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترين صفات آنان مردانگی، رشادت و دلاوری بود.
از ديگر ويژگيهای ايرانيان٬ محترم داشتن همسايه بود، به كسانی كه در راه نگهداری ميهن و حفظ كشور خدماتی عرضه داشته بودند، پاداش های بزرگ می دادند. از رشوه گيری،‌ دزدی و تصرف در مال ديگران خودداری می كردند. از پرخوارگی و شكم پرستی پرهيز داشتند. به هنگام راه رفتن چيزي نمی خوردند. و شكار را به اعتبار جنبه ورزشی آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگی ايرانيان آن زمان جنبه عملی پيدا كرده بود و همين مساله مهم سبب برجسته تر شدن ويژگی های اخلاقي آنان نسبت به اقوام ديگر می شد.

براستی ما ايرانيان تا چه اندازه می توانيم ادعا کنيم که ايرانی هستيم و آيا پاکی و راستگويی هنوز هم در ميان ما جايگاهی چون گذشته دارد؟

 

از آه بخشکانم آب همه دريا را

و ز اشک کنم دريا روی همه صحرا را

 

در خيل همه ياران همراز نمی جويم

 نه زاهد روحانی نه شاهد زيبا را

ã

لينک مطلب نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1384ساعت 11:42  توسط   | 


اخبار
ايران
جهان
ورزشي
حوادث
سينما
موسيقي
اقتصادي
علم
هنر
فرهنگ
مقالات
داستان
آي تي
شما